تبليغاتX
اندیشه هایمان پرسه میزد پیوسته و بی مرز - آخرین پست قبل از دو ماه دوری
A saucer full of secrets
قناعت می کنم در شادی
قناعت می کنم در کامیابی
قناعت می کنم در بیان حقیقت
قناعت می کنم به سکوت

غرق می شوم در صبوری
غرق می شوم در نخواستن
غرق می شوم
در نگفتن ِ " دوستت دارم "

چه مرتاض ِ گناهکاری ! ...
                                                 اقبال معتضدی

 

 

هیچَش به هیچ کس شبیه نیست ...
نه دلتنگیش مثال آدمیزاد می ماند
نه شادیش ...
تنها شریکِ خاطراتِ ماندگارش
دلِ نداشته اییست
که سالهایِ سال
بارِ جسمِ خاکیش را به دوش می کشد ...
هیچَش به هیچ کس شبیه نیست ...
پاییز را از همه فصل ها دوست تر دارد ...
و نگاهش به همه فصلها
پاییزیست ...
هیچَش به هیچ کس شبیه نیست ...
نه ستارگان را ستاره می بیند
نه زمین را زمین ...
کودکانه شاد است
کودکانه ساده ...
هیچَش به هیچ کس شبیه ...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 12:22  توسط زهیر  |