نیاز یعنی نیایش. نیایش برترین جلوه ی عشق است. تفاوتی اساسی است بین دعا خواندن و نیایش .دعا از سر می جوشد و نیایش از دل.آنها کلماتند و نیایش سکوت محض.
خدا همه چیز را می داند ، بنابراین به کلمات ما احتیاجی ندارد، او پیش از آنکه ما بگوئیم شنیده است.نیایش محاوره نیست بلکه ارتباطی است در سکوت و خلوت. نباید چیزی گفت ، نباید چیزی خواست، نباید چیزی طلب کرد، زیرا پیشاپیش همه چیز داده شده است. خدا پیش از آنکه تو اورا بخوانی ، تو را خوانده است. مولوی چه خوب می گوید که اولیا دهانشان از دعا خواندن بسته است ، آنها در همه لحظات مشغول نیایشند.در ساحت نیایش حتی فکر نیز باید خاموش شود.آنجا فقط چشمان خویش را ببند، سر خویش را قدری فرو بیاور و مستغرق دریای او شو!

دران خلوت درون جائی که کلمه ای رد و بدل نمی شود، برای نخستین بار صدای نجواگر خداوند را می شنوی این صدا را فقط دران سکوت و سکون عظیم می توان شنید . این صدا فقط در قلب طنین می اندازد، دران هنگام که دل را از هیاهوی دل مشغولی ها رها کردی ، نجوای او به گوش می رسد.
در واقع این دل توست که با تو سخن می گوید. دل درین هنگام همچو نی بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است .حتی درین ساحت نیز پیام او در قالب کلمات به گوش نمی رسد ، بلکه او بی کلام سخن می گوید.
او تورا با احساس سپاس و قدر دانی سرشار می سازدو تورا لبریز می کند از حضور حقیقت در ساحت جانت .او همه ی اینها را بی واسطه ی کلمات انجام می دهد... بدون کلمات و فقط در قلمرو احساس و تجربه...
پس قدری آرام بگیر و در سکوت به صدای او گوش فراده!