
آوانگالوس اودیسه پاپاتاناسیوPapathanassiou ملقب به ونجلیز یا وانگلیس،ونجلیس یا ونگلیس(اصلا هرچی شما بگید...)در 29 مارس 1943 در شهر والوس یونان به دنیا آمد. او که بدون شک اعجوبه ی موسیقی الکترونیک محسوب می شود، با یادگیری موسیقی از سن 4 سالگی و اجرای اولین کنسرت بزرگ خود در سن 6 سالگی بدجوری نبوغ خودش را به همه ثابت کرد.در اولین حرکت گروهی به همراه دمیس روسوس خواننده ی بزرگ و تپل مپل یونانی گروه آفرودیتز چایلد (یعنی فرزند فرشته) را تاسیس کردند و به اجرای ترانه های گوناگون پرداختند.
ونجلیز سال 68 به پاریس شهر (ژان میشل ژار) سفر کرد و کنسرت باران واشک ها را به همراه گروه آفرودیت اجرا کرد و سه سال بعد آلبوم آلبدو!! سی و نه صدم !! را به تنهایی آهنگسازی ، اجرا و ضبط کرد که در آن از اصوات اولین فضا پیمای روسی که در کره ی ماه فرود آمده بود ، استفاده کرد و بدین وسیله ارادت تام و تمام خود را به فضا و فضا نوردان اعلام داشت. به گفته ی علاقمندان موسیقی آثار او شدیدا جهانی و همه گیر هستند و جالب اینجاست که نام برخی از آهنگهایش در ارتباط با جهان و هستی و زمین و فضاست
ونجلیز در سال 88 به همراه بازیگر مشهور یونانی ایرنه پاپاس (بازیگر نقش هند،در فیلم محمد رسول ال...) به گرداوری ترانه های قدیمی یونان پرداخت.
بزرگترین آثار این آهنگساز بزرگ عبارتند از :موسیقی فیلم های ریدلی اسکات یعنی ارابه های آتش (برنده اسکار سال 1981) و فتح بهشت (در ایران :کریستف کلمب) او موسیقی شاهکار رومن پولانسکی یعنی ماه تلخ و Missingاثر کنستانتین گوستاوراس را نیز نوشته است .
نمی دانم سال 98 یا 97 بود که او به مراسم جام جهانی دو میدانی در یونان برای اجرای موسیقی دعوت شد و او هم کم نگذاشت و یک گروه کر 300 نفری را سر کار گذاشت تا آهنگ اصلی کریستف کلمب را اجرا کنند.از دیگر آثار معروف او آلبوم های پلوتونیوم ، اوشن(اقیانوس) و اصوات و شهر می باشند.
البته موسیقی تیتراژ مجموعه ی تفسیر سیاسی هفته و برنامه ی ورزش و مردم که سالها از تلویزیون کشورمان پخش می شد از دیگر آثار اوست.ازآخرین اثار این هنرمند بزرگ آلبوم ال گرکو است که بر مبنای تصورات ذهنی او از ال گرکو(نقاش بزرگ) نوشته شده است . در پایان لازم به ذکر است اکثر اثار ونجلیز به صورت مجاز و شرکتی و بعضا با جلدهای قلابی !! در دسترس علاقمندان می باشند و خوانندگان محترم می توانند در صورت علاقه با صرف مایه تیله ، آثار ایشان را ابتیاع کنند!! بالاخره پول صرف کردن در راه موسیقی خیلی راه دوری نمی ره ....!!!
روزنامه یونانیTanca یک مطلب ویژه در مورد ونجلیز قبل از کنسرت آتن او به چاپ رسانده که شامل شرح حال و بیوگرافی آن می شود. گفتگویی که بعد از مدتها با ونجلیز انجام شده و ونجلیز حاضر به صحبت با مطبوعات گردیده بود.
· می گویند که موسیقی مودبانه ترین راه بیان صدای جهان! است. آیا شما با این جمله موافقید؟
به نظرم موسیقی خود به تنهایی یک دنیاست
من فکر می کنم ترکیب این رمزهای جهانی هرگز پایان نمی پذیرد
به نظر می رسد که شنیدن ،اولین نقش را ایفا می کند .ولی به خاطر اینکه هرچیز موسیقی خاص خود را دارد و موسیقی توسط کل بدن حس و قابل درک می شود ،حتی می توان آن را بوئید یا چشید.خلاصه اینکه موسیقی با تمام حواس قابل لمس است .
هیچکدام!
هیچ چیز به هیچ کس تعلق ندارد در عین حالی که همه چیز به همه کس تعلق دارد.
این کاملا اشتباه است که ما فکر کنیم که برای شنیدن موسیقی و حس آن به دانش خاصی نیاز داریم .ولی به نظرم شنیدن موسیقی به یک دانش عمومی نیاز دارد . تا اینکه درصد درک و آگاهی ما بالا برود. بدین طریق ما می توانیم با یک دنیای قابل مشاهده روبه رو شویم.
اگر مخالف آموزش موسیقی قلمداد نشوم ،ترجیح می دهم شنوندگان من غریضی باشند.
من ترجیح می دهم که یک مکثی داشته باشم و نگاهی به گذشته بیاندازم.
متاسفانه یا خوشبختانه ، بله.
من بیشتر علاقمند به یک رابطه صمیمانه و بی ریا هستم تا چیز دیگر
بله ،نشانه ی مثبت!!
آکادمی اسکار دفعتا تصمیم گرفت این جایزه را به من بدهد.چیز دیگری ندارم بگویم.
به نظرم کلمه ی موفقیت یک موضوعی است که وابسته به تفکر شخصی افراد است . موفقیت برای همه یک معنا ندارد.پس بهتر است وارد این بحث نشویم.
مغز آدمی هزاران بار از جعبه های کامپیوتری که ما امروز استفاده می کنیم با استعدادتر است. کامپیوتر باعث تحت تاثیر قرار گرفتن کودکان و کهنسالان و مختل شدن زندگی ما شده است.تاثیر کامپیوتر بیشتر منفی است تا مثبت.
به دو دلیل آنجا را انتخاب کردم اول به این دلیل که آنجا یونانی بود،یعنی در کشور خودم بودم و آنجا همه چیز کاملا به شکل شغل و حرفه ، پیش می رفت .دوم اینکه امکانات این استودیو کاملا راضی کننده بود .
این کار را دانشمندان کرده اند من چه چیزی باید بگویم؟
به نظر می رسد بیشتر آنها موافقند تا من!
این سوال شما به یک جواب دقیق و مختصر و مفید نیاز دارد .(درین جا ونجلیز و مصاحبه کننده هر دو از واژه یونانی معادل جهان یعنیSymban استفاده می کنند.)
اگر بشر نتواند با جهان ارتباط برقرار کند به نظر شما آنگاه چه کار دیگه ای می تواند انجام دهد؟
به نظرم موسیقی حقیقت محض است ، در مورد موسیقی خودم چیزی نمی توانم بگویم.
هر دو یک چیز هستند ولی به نوبت و یکی در میان.
موافقم البته به شرطی که در یونان باشم!
(تنها چیزی که می شه در اینجا راجع به ایشوون گفت اینه که : ناز باشی !!!)![]()