تبليغاتX
اندیشه هایمان پرسه میزد پیوسته و بی مرز
A saucer full of secrets
می جویم آنچه شب و روزم را احاطه کرده ـ نامرئی است اما وجود دارد

چون خدا که ایمان دارم هست

اما با خدا فرق دارد - فرقی عجیب - خدا اگر نباشد نظم در زندگی ام نیست

اما او اگر نباشد بی نظمی زندگی ام دیگر نیست جالب است و عجیب

خدا اگر نباشد برای گناه شاید خیالمان راحت تر باشد که دیگر جوابی پس نخواهیم داد اما او اگر نباشد دیگر گناه معنا ندارد ؟!! . . . .

واقعا کدام حس گناه است ؟

دیر زمانیست گناه را گم کرده ام ! 

اصلآ گناه برایم وجود ندارد  -   احساس بی گناهی می کنم و برعکس ...

با توام

ای لنگر تسکین !

ای تکان های دل !

ای ساحل آرامش !

با توام ای نور !

ای منشور !

ای تمام طیف های آفتابی !

ای کبود ارغوانی !

ای بنفشابی !

با توام

ای شادی غمگین !

با توام

ای غم !

غم مبهم

ای نمی دانم ! هر چه هستی باش ! . . .

                                                       قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 12:51  توسط الهام  |