تبليغاتX
اندیشه هایمان پرسه میزد پیوسته و بی مرز
A saucer full of secrets
سلام بچه ها

بعد از دو ماه و اندی دستان خویش همی بر کیبورد نهاده و کلماتی چند را بلغور می فرمایم :

بابا مُردم خدایا بابت اینترنت (( دمت گرم ))

شبی ...
-
کدام شب ؟
شبی
...
شبی ستاره ای دهان گشود
-
چه گفت ؟
نگفت ، از لبش چکید
-
سخن چکید ؟
سخن نه ، اشک
ستاره می گریست
-
ستاره ی کدام کهکشان ؟
ستاره ای که کهکشان نداشت
سپیده دم که خاک
در انتظار ِ روز ِ خرم است
ستاره ای که در غم شبانه اش غروب کرد
نهفته در نگاه ِ شبنم است
...

در اینجا باید از همراهان خود که زحمات بسیار بر خود دادند تا هماره این پنجره کوچک بسته بماند سپاسگذاری نمایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 21:33  توسط زهیر  |